تبليغاتX
اخبار ایران - اگر آيت الله به ايتاليا تبعيد و کشته مي شد-‏‏ماسيمو ورونزه

شنبه بیستم بهمن 1386

اگر آيت الله به ايتاليا تبعيد و کشته مي شد-‏‏ماسيمو ورونزه

تصورش را بکنيد که فقط کافي بود آيت الله خميني به کشور ما مي آمد و تاريخ ناگهان تغيير مي کرد. از بين ‏بردن آيت الله خميني آسان بود، گمان مي کنيد چه کسي آن را غير ممکن کرد؟ اگر چنين مي شد ديگر نه ‏انقلاب اسلامي در کار بود و نه حکومت آيت الله ها و نه احمدي نژاد. اما برعکس، چنين اتفاقي نيافتاد. رسيدن ‏به اين نتيجه کار سختي نيست. فقط کافي است که مرکز مطالعات ايران، اسناد ساواک، پليس مخفي شاه را ‏منتشر کند.‏

همه چيز در سال 1978 آغاز و در همان سال به پايان رسيد: شاه، آيت الله خميني را تبعيد کرد و او را به ‏نوفل لوشاتو در حومه پاريس فرستاد و دولت فرانسه مسئول مراقبت از او شد. آيت الله خميني به نظر يک ‏پيرمرد از کار افتاده مي آمد، اما چنين نبود؛ او به لطف ده ها هزار نوار کاست که از تبعيدگاهش به ايران ‏حمل مي شد، جنگ مقدس را بين متعصبيني چون احمدي نژاد تبليغ کرد. ‏

به چشم فرانسويان، او مردي خطرناک بود و فرانسه تغيير عقيده داد. سرويس هاي اطلاعاتي فرانسه براي ‏جلوگيري از سقوط محمدرضا پهلوي و سرايت بنيادگرايي به نقاط ديگر جهان، تصميم به از بين بردن آيت الله ‏خميني گرفتند. درست است، اما در کجا بايد نقشه شان را اجرا مي کردند؟ در فرانسه حتي نمي شد از اين ‏موضوع صحبت کرد، واکنش به اين اقدام وحشتناک بود. در همين زمان بود که رئيس پليس مخفي فرانسه، ‏کنت الکساندر دومارانش، نقشه جديدي طرح کرد؛ او به تيمسار ناصر مقدم، رئيس ساواک وقت، نوشت: ‏‏«خميني را به ايتاليا مي فرستيم. فقط کافي است که او را متقاعد بکنيم که به رم، جايي که از بين بردنش خيلي ‏آسان تر است برود، چون موقعيت در ايتاليا آنقدر آشفته است که هيچ کس قضيه را تفتيش نخواهد کرد».‏

موضوع اين نيست که در ايتاليا، همه گناهکار بودند. در آن سال ها دست هيچ کس به بريگاد سرخ نمي رسيد، ‏مافيا کاملا مخفي بود و قاتلين به سزاي اعمالشان نمي رسيدند. ايتاليا مکاني ايده آل براي کشتن و متواري ‏شدن، بود. اما در ميانه راه سرو کله دشمني ناگهاني پيدا شد: حزب کمونيست ايتاليا.‏

تيمسار ايراني به دومارانش مي نويسد: "درست است که ايتاليا دستخوش هرج و مرج است، اما کمونيست ها ‏در آن کشور حکومت مي کنند و با توجه به حمايت آنها از آيت الله خميني و طرفدارانش، از بين بردن وي ‏ممکن است نتيجه عکس بدهد و از او يک شهيد بسازد". در نتيجه اين پيشنهاد ملغي شد و تيمسار مقدم به شاه ‏گفت که بهتر است آيت الله خميني را به آمريکا بفرستد. او به شاه گفت: "اگر آيت الله خميني به آمريکا برود، ‏ما بهتر مي توانيم کنترلش کنيم، او بدون طرفداران اروپايي اش مثل ماهي است که از تنگ بيرون افتاده ‏باشد".‏

چند ماه بعد، آيت الله خميني به ايران بازگشت، انقلاب اسلامي آغاز شد، جهان به راهي ديگر رفت که هنوز ‏هم نمي تواند از آن راه خارج شود. درست است، به کمونيست ها اعتماد کنيد.‏

منبع: ايل جورناله 6 فوريه‎ ‎

نوشته شده توسط مهدی در 2:23 |  لینک ثابت   •